


باشگاه بدنسازی و پرورش اندام
حضرت علی (ع)
به مدیریت قهرمان استان نادر طالب کریمی
در کجا ورزش خواهید کرد؟

باشگاه بدنسازی و پرورش اندام حضرت علی(ع)
به مربیگری قهرمان استان نادر طالب کریمی
بانوان و اقایان
با دستگاه های پیشرفته و دوش رایگان با تهویه ی مناسب و پر از اکسیژن
تنها نما یندگی روناس اسپرت در غرب کشور
فروش انواع پروتئین و لوازم ودستگاه های بدنسازی و پرورش اندام خانگی وباشگاهی
ادرس مغازه:سه راه کوره خانه
ادرس باشگاه : مراغه خیابان دانشسرا فلستین جنوبی
باشگاه حضرت علی (ع)
تلفن:۲۲۴۸۳۲۰
موبایل:۰۹۱۴۳۲۱۳۵۲۶

::به مدیریت نادر طالب کریمی قهرمان استان::
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...
::سوتی شبکه::
چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبكه تهران (فكر كنم شبهاي تهران بود) احمدزاده بعد از اينكه يك مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!
يكي دو هفته پيش اين پسره (اميرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار يه ماچ از لبات بگيرم و پورنگ هم سرخابي شده!
توي اخبار سراسري بود كه آقاي بابان همراه همكار خانومش ميخواست خداحافظي كنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي كنم!
برنامهي صبح ايراني راديو سراسري كه از ساعت 6 و خورده اي صبح شروع ميشه يك مجري خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون كه يه روز، گفتند: يك خبر جالب ميخوام براتون بخونم، تو اينترنت ميگشتم (!) اين خبر رو ديدم كه نوشته يك پيرمرد به مدت 50 سال بالاي درخت زندگي كرده و بعد فرمودند كه: شوخي نيست، طرف 5 قرن بالاي درخت بوده!
يه تبليغي جديدا تو تلويزيون نشون ميده كه ظاهرا مال يك شركت آموزش كنكور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه يه پسره رو نشون ميده كه كتاباي اينا رو مي خونه بعد ميره سر جلسه با خيال راحت تست ميزنه ...فقط يه نكته اي هست ... اين پسره سر جلسه كنكور فقط يه پاسخ نامه دستشه ... هيچ پرسش نامه اي وجود نداره ...!
يكي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود كه تو شبكه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن كه يه آهنگي رو كه معمولا زمزمه ميكني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول كن نبودن كه يه دفعه شروع كرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم كه دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا ميرسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه.
يه بارم تو برنامه كودك (حالا همه فكر ميكنن من برنامه كودك مي بينم) عمو پورنگ اجرا مي كرده مسابقه تلفني بوده يه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش ميگه بابا خونه هست باهاش صحبت كنم ميگه هست ولي حمومه ، ميگه مامان چه طور ؟ ميگه مامانمم حمومه !!!
يه بار گوينده اخبار ساعت 2 ميخواست بگه وفات پدر آقاي احمدي نژاد گفت: شهادت پدر آقاي احمدي نژاد كه سريع درست كرد. ولي معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه ديگه هم كرد.
يه خاطره ديگه از عمو پورنگ
يه صداي دخترونه
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان
همين 5 شنبه بازي پرسپوليس - ابومسلم بود بين دو نيمه زنگ زدن به فنايي براي مسايل داوري و اينا فنايي گفت : قبل از هر چيز اجازه بدين فرارسيدن ماه محرم رو خدمت شما و بينندگان تبريك عرض كنم !!
ديشب (يکشنبه شب) در برنامه زنده شبکه سوم سيما فرزاد حسني در پايان برنامه از يک خانم دامدار نمونه ياد کرد که چند گوسفند تحويل گرفته و صدها گوسفند تحويل داده است.
وي در ادامه گفت: مثلا اگر من فرزاد حسني را تحويل اين خانم دهيد، 30 تا فرزاد حسني از او تحويل خواهيد گرفت!
حسني همچنين چندي پيش در يک برنامه راديويي به انتقاد از نوع مواجهه مردم با پديده فيلم هاي خصوصي بازيگران و ورزشکاران پرداخت و در پايان گفت: CD خود ما هم در دست تهيه است!
آقا خدا وکیلی چه صدا و سیمای خفنی داریم
البته متن بالا رو به کمک یکی از دوستان نوشتیم
اما همش حقیقت داره ![]()
اگه دوست داشته باشی نظر بده

هر چی میخواین (قالب...آهنگ....جک....فلش....و....) به من بگین منم روی چشمام
حتما براتون میزارم .
ولی شما هم یک نظر بدین جونه مادرتون........
هم اکنون نیازمند نظر سبزتان هستیم ..................انجمن وبلاگ نویسان بلاگفا.......
نوشته شده توسط عمو علی.![]()
پدر او سليم خان اهل پيشاور پاكستان و نويسنده فيلم نامه بود ، مادر او سلما در ابتدا هندو بود ولي بعد از ازدواج مسلمان شد. آن ها به جز سلمان دو پسر ديگر نيز دارند ارباز خان و سهيل خان و علاوه بر اين سه پسر دختري نيز به نام الويرا دارند.سليم خان بعد از سال ها براي بار دو. ازدواج كرد همسر اوهلن هنرپيشه قديمي سينما بود و آن ها صاحب دو فرزند شدند ،فرزند اولشان پسر و دومي دختر بود.
علاوه بر حضور در تبليغات مجري شبكه معروف mtvنيز بود ودر چند فيلم حضوري افتخاري داشت از جمله در بيچ هو و هم چنين در فيلم دل سه در آهنگ چيا چيا در كنارشاهرخان .اربازخان و مالايكا در سال 2003 صاحب فرزند پسري شدند. مالايكا آرورا ،خواهر كوچيكتري به نام آمريتا دارد كه او هم مدتي مجري شبكه mtvبود و بعد از مدتي با فيلم كيتنه دور كيتنه پاس به سينما آمد.ارباز خان برادر سلمان هيچ گاه مانند او نتوانست در سينما بدرخشد. اما جزو هنرپيشه هاي تواناي باليوود محسوب مي شود.
اما سهيل برادر كوچك آن ها كار خود را با كارگرداني و تهيه كنندگي آغاز كرد و فيلم هلو برادر را ساخت كه در آن از سلمان و ارباز خان در كنار راني موكرجي استفاده كرد. سهيل خان نيز ازدواج كرده و همسر او سيما نام دارد.
خواهر آن ها الويرا نيز با راهول آگني هوتري هنرپيشه كارگردان و تهيه كننده ازدواج كرده است.وراهول بعد از مدت ها در سال 2004 اولين فيلم خود با نام دل نه جسه آپناكاها را كارگرداني كرد كه در آن سلمان خان و هلن به همراه خواهر راهول راني آگني هوتري حضور داشتند.
سلمان خان نيز بعد از ورودش به اين صنعت در ابتدا مدت كوتاهي با سامي علي (مدل) رابطه داشت وبعد از جدايي از او نيز بعداز مدتي رابطه صميمانه اي با سانجيتا يك كار گردان جوان و تازه كار پيدا كرد. اما در سال 1999 در زمان فيلمبرداري فيلم هم دل دچو كه صنم او دلباخته آيشوارياراي شد و خيلي زود با يكديگر نامزد كردند . اما اين رابطه از سال 2002 به بعد كم كم تير و تار شد و بالاخره آن دو در اواخر سال 2002 ازهم جدا شدند بعد از اين جدايي كه تاثير بسيار بدي بر روحيه سلمان خان داشت او بالاخره در سال 2004 توانست روحيه خود را بازيابد و دوباره برسر كارش باز گردد . در اين سال رابطه او با كاترينا كايف دختر هندي الاصلي كه در لندن بزرگ شد و در اوايل سال 2005 نيز شايعات بسياري در موردرابطه خوب او و ريا سن به گوش مي رسد
عکس های سلمان خان


یانگوم در اوایل قرن 16 میزیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره ی او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضای خانواده ی سلطنتی را به وی سپرده بود.
به همین دلیل از ماموران رده بالای دربار محسوب میشده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مسئله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.
۩ جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است:
- مارس و آوریل 1515 زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار ، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسئول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت : "یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال دیگر به خاطر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم. اکنون شما از من میخواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش میکنم و نه تشویقش. همین کافی است."
- در سالنامه 1524 چنین آمده است : یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
- 29 ژانویه 1544 زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد :
"از وقتی که به بیماری سرماخوردگیمبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چپم ، پزشکان دربار ، و همچنین یانگوم بزرگ ، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مسئله را بداند."
- 9 فوریه 1544 ، دراین سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرماخوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
- 25 اکتبر 1544 ، سالنامه ها گفتگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفتگو از قول یانگوم نقل شده است : جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
- 26 اکتبر 1544 در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است : "هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب در حال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملا آگاه است." یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزارت توضیح داد.
- 29 اکتبر 1544 در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است (پادشاه سرانجام 17 روز بعد درگذشت). این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.
"بازم با مطالب جذاب برمیگردم"
دعوا بر سر آشپز شدن

